دکتر شریعتی پژوهشگر جامعه شناسی
dr shariati
خوش آمدید

صفحه نخست
تماس با من
نویسندگان وبلاگ آمار وبلاگ
  RSS 2.0   لوگوی دوستان پرشین وبلاگ

اصول جامعه شناسی مؤلف: کتی اس . استولی - 2

                         تاریخ جامعه‌شناسی  

جامعه شناسی در آثار فلاسفه‌ای همچون افلاطون (347-427 قبل از میلاد)، ارسطو (322-384 قبل از میلاد)، و کنفوسیوس(479-551 قبل از میلاد) ریشه دارد. برخی دیگر از محققان اولیه نیز دیدگاههایی اتخاذ کرده بودند که جامعه‌شناختی بودند. مورخ چینی، ما توان - لین[1] ، در قرن سیزدهم، تاریخ جامعه شناسی را از طریق بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر تاریخ در دایره المعارف عمومی دانش خود  Wen Hsien TSung Kao (مطالعه‌ی عمومی بقایای ادبی)‌ تقریر نموده است. ابن خلدون (1406-1322) که در ادامه معرفی می‌شود، مطالعاتی در باره جامعه‌ی عرب انجام داده است(رستیوو، 19-18: 1991). متفکران عصر روشنگری نیز صحنه را برای جامعه‌شناسانی که در ادامه خواهند آمد، آماده کردند. روشنگری « نخستین دوره‌ای در تاریخ بود که متفکران تلاش می‌کردند تا تبیینی کلی از جهان اجتماعی ارائه دهند. آنان قادر شدند تا خودشان‌را، حداقل در اساس، از تفسیر برخی ایدئولوژیهای موجود رها ساخته و تلاش کنند تا اصول کلی‌ای که زندگی اجتماعی را تبیین کند را بنیان نهند»( کالینز، 1994:17). نویسندگان این دوره، دربرگیرنده‌ی طیف وسیعی از فیلسوفان شناخته شده‌ای همچون جان لاک، دیوید هیوم، ولتر[2] ( با نام مستعار فرانسوا ماری آرووت)، ایمانوئل کانت، چارلز لوییس دسکوندا، بارون مونتسکیو[3]، توماس هابز، و ژان ژاک روسو[4] بودند. همانطور که ماسیونیس[5] (1995:12) برای دانشجویان مقدماتی توضیح می‌دهد، دانشمندان در طول تاریخ علاقه‌مند به بررسی ماهیت جامعه بوده‌اند. آنان معمولاً بر اینکه جامعه‌ی ایده‌آل شبیه چه چیزی خواهد بود، تمرکز کرده‌اند. با این وجود، در طول قرن هیجدهم، دانشمندان مطالعاتی را در باره‌ی اینکه جامعه واقعاً چگونه هست و ترتیبات اجتماعی واقعاً چگونه عمل می‌کنند(جامعه چگونه کار میکند) آغاز نمودند. با مجهز شدن به این دانش، آنان احساس کردند که میتوانند بهتر با مسائل اجتماعی مواجه شده و سبب تغییر اجتماعی شوند(کالینز،1994:42). این دانشمندان به اولین جامعه‌شناسان تبدیل شدند. واژه‌ی جامعه‌شناسی توسط فیلسوف فرانسوی اگوست کنت(1857-1798) که بعنوان «پدر جامعه‌شناسی» شناخته شده‌است، ابداع شده است. کنت در ذیل معرفی شده است. او اولین بار این واژه را در اثرش فلسفه‌ی اثباتی به کار برد(1896،اصلی. 1838و آبرکرامبی، هیل و ترنر ، 2000:67). کنت در اصل به عنوان یک دانشجوی مهندسی، منشی و شاگرد فیلسوف اجتماعی فرانسوی کلود هنری سن سیمون[6] (1825-1760) شد. سن سیمون مدافع اصلاحات علمی و اجتماعی بود. او از کاربرد اصول علمی برای فراگیری شیوه‌ی سازمان یافتگی جامعه طرفداری میکرد. او اعتقاد داشت با مجهز شدن به این دانش می‌تواند بهترین روش برای تغییر و اداره‌ی جامعه را معین ساخته و مسائل اجتماعی همچون فقر را حل کند.

کنت تاریخ را به مثابه‌ی سه مرحله‌ی فکری مجزا می‌دید. اولین یا مرحله‌ی ربانی شامل دوره‌ی قرون وسطی است که در آن جامعه به عنوان بازتاب اراده‌ی خدایی دیده می‌شد. دومین یا مرحله متافیزیکی، مرحله‌ای است که در خلال عصر روشنگری برآمده و در تبیین وقایع اجتماعی بر نیروهای طبیعت بیش از خدا تأکید داشت. کنت دوره‌ی زمان خودش را در مرحله سوم در نظر گرفت که وی آنرا مرحله‌ی پوزیتیویستی یا علمی می‌نامید. در طول دوره‌ی زندگی کنت، دانشمندان درباره‌ی قوانینی که بر جهان فیزیکی حاکم است، بیشتر آموخته بودند. به عنوان مثال، در حوزه‌ی علم فیزیک، سر اسحاق نیوتن[7](1727-1641) قانون جاذبه را ارائه داده بود. پیشرفتهایی در دیگر علوم طبیعی نظیر زیست‌شناسی نیز حاصل آمده بود. کنت احساس می‌کرد که علم می‌تواند در مطالعه‌ی جهان اجتماعی نیز مورد استفاده قرار گیرد. کنت فکر می‌کرد که همانگونه که حقایق قابل آزمونی در مورد جاذبه و دیگر قوانین طبیعی وجود دارد، تحلیلهای علمی می‌توانند قوانین حاکم بر زندگی اجتماعی ما را نیز کشف کنند. در این زمینه است که کنت مفهوم اثبات‌گرایی[8] را –  شیوه‌ای مبتنی بر حقایق علمی برای درک جهان اجتماعی-وارد جامعه‌شناسی نمود. او معتقد بود که با این فهم جدید، مردم می‌توانند آینده‌ای بهتر را بسازند. او یک روند تغییر اجتماعی را پیش‌بینی کرد که در آن جامعه‌شناسان نقش مهمی را در هدایت جامعه بازی می‌کنند. رویدادهای دیگر آن دوره‌ی زمانی نیز توسعه‌ی جامعه‌شناسی را تحت تأثیر قرار داد. قرون نوزدهم و بیستم دوره‌ی بسیاری از تحولات اجتماعی و دگرگونیهایی در نظم اجتماعی بود که دل‌مشغولی جامعه‌شناسان اولیه بود. همانگونه که جورج ریتزر( 12-6 : 1988) نوشته است، انقلابهای سیاسی گسترده‌ی اروپا در طول قرون هیجدهم و نوزدهم به تمرکز بر دگرگونی اجتماعی و ایجاد نظم اجتماعی منجر شد که هنوز هم مورد علاقه‌ی جامعه‌شناسان امروز است. بسیاری از جامعه‌شناسان اولیه نیز علاقه‌مند به بررسی انقلاب صنعتی و ظهور سرمایه‌داری و سوسیالیسم بودند. علاوه بر این، رشد شهرها و تحولات مذهبی سبب تغییرات زیادی در زندگی مردم شد. این «بنیانگذاران اولیه‌ی جامعه‌شناسی همگی تصور استفاده از جامعه‌شناسی داشتند»(ترنر، 1998:250). بسیاری از جامعه‌شناسان اولیه که از رشته‌های دیگری آمده و تلاشهای قابل توجهی را برای جلب توجه به نگرانیهای اجتماعی به عمل آورده و موجب تغییر اجتماعی شدند، در باورهای کنت سهیم بودند. در اروپا، به عنوان مثال، کارل مارکس (83-1818) اقتصاددان و فیلسوفی که در فصل 2 معرفی شده است، همراه با فریدریش انگلس(95-1820) صنعتگر ثروتمندی که در فصل 7 معرفی خواهد شد، نابرابری طبقاتی را بررسی کردند. در طول انقلاب صنعتی، زمانیکه بسیاری از مالکان کارخانه‌ها به نحوی افراطی ثروتمند و بسیاری از کارگران کارخانه‌ها به طرز مأیوس‌کننده‌ای فقیر می‌شدند، آنان به نابرابریهای شایع زمانه تاختند و بر نقش ساختارهای اقتصادی سرمایه‌داری در تداوم این نابرابریها تأکید ورزیدند. در آلمان، ماکس وبر (1920-1864) که در فصل 2 معرفی میشود، در علم سیاست فعال بود. در فرانسه، امیل دورکیم حامی اصلاحات آموزشی بود. در ایالات متحده، جین آدامز(1935-1860) مددکار اجتماعی و جامعه‌شناس ، که در فصل 11 معرفی شده است، به یک فعال پشتیبان مهاجران فقیر تبدیل شد. آدامز، نوانخانه‌ی شیکاگو را تأسیس کرد، زیستگاهی که خدماتی اجتماعی از قبیل مهدکودک و مراقبت روزانه، کاریابی و کتابخانه‌ها را ارائه می‌کرد. این نوانخانه همچنین فعالیتهایی فرهنگی از جمله نگارخانه‌ی هنری، کلاسهای هنر و موسیقی، و اولین تئاتر کوچک آمریکا را ارائه می‌کرد. لوییس ویرث (1952-1897)، که در فصل 8 معرفی شده است، درمانگاههای راهنمایی کودک را راه‌اندازی کرد. او جامعه‌شناسی را به کار گرفت تا بفهماند که چگونه ترغیبهای اجتماعی بر مشکلات رفتاری کودکان مؤثر می‌افتد و چگونه می‌توان با استفاده از این دانش به کودکان کمک نمود. در طول جنگ جهانی دوم، جامعه‌شناسان از طریق مطالعه‌ی روحیه‌ و نگرشهای سربازان و همچنین تأثیر مواد آموزشی، برای بهبود زندگی سربازان تلاش نمودند(کالن،1995).

جامعه‌شناسان همچنین در مقابل برخی از جنبه‌های آشنای کنونی زندگی روزمره‌ی ما احساس مسئولیت می‌کنند. به عنوان مثال، ویلیام فوت وایت (2000-1914) جامعه‌شناس، که در فصل 11 معرفی شده است، خدمات رستورانی را از طریق توسعه‌ی ژتونهایی که در بسیاری از رستورانها پیشخدمتها[9] برای ارائه‌ی سفارشات غذا به آشپزخانه به کار می‌بردند را اصلاح کرد(پورتر،1962). رابرت کی. مرتون(2003-1910)، در فصل 2 معرفی شده‌است، مفهوم گروه کانونی[10] را توسعه داد که اکنون در دنیای کسب و کار بطور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. دیدگاههای جامعه‌شناختی همچنین مبنای بسیاری از مفاهیم و اصطلاحاتی‌اند که ما در طول روز به کار می‌بریم. وکلا، با ادعای«کم‌ارزش قلمداد کردن شرایط» از طرف موکلان خود، به موقعیت جامعه‌شناختی اقرار می‌کنند که نیروهای اجتماعی بر رفتار انسان تأثیر می‌گذارند، در هنگام صحبت کردن در باره‌ی «مقابله‌ی نظام» اذعان می‌کنند که ساختارهای اجتماعی وجود‌ دارند و بر زندگی ما تأثیر می‌گذارند(ببی، 1996). جامعه‌شناسان نیز فعالانه روی‌هم‌رفته درگیر جنبش حقوق مدنی شده‌اند. ایدا بی. ولز بارنت[11] (1931 - 1862)که در ذیل معرفی شده‌است، در مخالفت با مجازات بدون محاکمه[12] سخن گفته و مطالبی را منتشر کرده‌است. دو بواس[13] ( 1963 – 1868)، در فصل 7 معرفی شده‌است، بیش از یک قرن مشغول مطالعه در باره‌ی نژاد و فعالیت اجتماعی بوده‌است. گونار میردال در کتاب معمای آمریکایی[14](1944) بر توجه همگانی به نژاد تمرکز کرده‌است. تلاشهای چارلز جی. گومیلیون[15] در باره‌ی حقوق رأی‌دهندگان در دهه‌ی 1940 و دهه‌ی 1950 بر تصمیم دیوان عالی آمریکا در ملغی اعلام کردن قانون تقسیم ناعادلانه‌ی حوزه‌های رأی‌گیری که تقریباً تمام سیاه‌پوستان ساکن در شهرستان ماکن[16] را از رأی دادن محروم کرده بود، مؤثر بودند (اسمیت و کیلیان، 1990:113). علیرغم اینکه آنان بطور سنتی توسط مردان سفید پوست همتایشان به رسمیت شناخته نشده بودند، زنان و جامعه‌شناسان رنگین پوست سهم قابل توجهی در ایجاد این رشته از زمان تأسیس آن داشتند. در سالهای اخیر، تلاشها معطوف به تجدید قوای این صداهای «گمشده»‌ی جامعه‌شناسان شده‌است. آنچه که ما در باره‌ی زندگی و آثارشان می‌دانیم نشان می‌دهد که برخی از دستاوردهای آنان واقعاً فوق‌العاده است. به عنوان مثال، کتاب فلسفه‌ی اثباتی کنت(1896، اصلی.1838) توسط هریت مارتینیو(76- 1802)، که در پایین معرفی شده‌است، به انگلیسی ترجمه شده بود. کنت از پیامدهای ترجمه‌ی او از آثارش بسیار خوشحال بود که وی حتی خلاصه‌ای از اثرش را مجدداً به زبان فرانسه ترجمه نموده بود. مارتینیو نویسنده‌ای پرکار بود و نویسنده‌ای بود که به نوبه‌ی خودش در بسیاری از موضوعات اجتماعی آثار پرفروشی داشت. آثارش وی را به عنوان اولین جامعه‌شناس زن معرفی نموده و عنوان «مادر جامعه‌شناسی» را برایش به ارمغان آورده‌است. این زنان و دانشمندان رنگین‌پوست متقدم در یک زمینه‌ی اجتماعی کار میکردند که در آن زنان و سیاه پوستان اغلب از آموزش و پرورش محروم بودند و با دیگر انواع تبعیض مواجه بودند. بیشتر آنها در خارج از حوزه جامعه‌شناسی آموزش دیده بودند. تا سال 1911 که ریچارد رابرت رایت دکترایش را از دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد، دکترای جامعه‌شناسی به فردی از رنگین پوستان تعلق نگرفته بود. بسیاری از این جامعه‌شناسان اولیه در مبارزه با تعدادی از علل اجتماعی فعال بودند. به عنوان مثال، بسیاری از آنان از جنبش حق‌رأی حمایت می‌کردند. همچنین، جامعه‌شناسان سیاه‌پوست اغلب « نه تنها درصدد بررسی و تفسیر زندگی اجتماعی بودند بلکه به دنبال اصلاح شرایط زندگی آمریکاییهای آفریقایی‌تبار بودند( یانگ و دسکینز، 2001:447). امروز زنان و افراد رنگین‌پوست همچنان نقش مهمی در این رشته و فراتر از آن ایفا میکنند. در میان آن دسته از افرادی که در تمن این کتاب معرفی شده اند تنها دوروتی اسمیت(درفصل 10 معرفی شده است) است که شیوه‌ی تفکر جامعه‌شناسان در باره‌ی جهان و روشی که آنان به تحقیق مبادرت می‌ورزند، را تغییر داده است. روزابث موس کانتر(در فصل 5 معرفی شده است) به یک چهره‌ی شناخته‌شده بین‌المللی در زمینه‌ی مطالعه و بهبود سازمانها تبدیل شده‌است. کرامای ریچی مان(درفصل 6 معرفی شده است) سیستم عدالت کیفری و رفتارش با اقلیت‌ها، جوانان و زنان را به چالش کشیده‌است. ویلیام جولیوس ویلسون(درفصل 7 معرفی شده است) شیوه‌ی اندیشیدن در باره‌ی طبقه، نژاد وفقر را به چالش کشیده‌است. پاتریشیا هیل کالینز(درفصل 2 معرفی شده است) درک ما را از اینکه چگونه نژاد، طبقه و جنسیت همراه با همدیگر، عواقب اجتماعی در جهان ما به وجود آورده‌اند را افزایش داده است.



[1] - Ma Tuan-Lin

[2] - Voltaire

[3] - Baron de La Brède et de Montesquieu

[4] - Jean-Jacques Rousseau

[5] - Macionis

[6] - Claude Henri de Rouvroy Comte de Saint-Simon

[7] - Sir Isaac Newton

[8] - positivism

[9] - wait staff

[10] - focus group

[11] - Ida B. Wells-Barnett

[12] - lynching

[13] - W.E.B. Du Bois

[14] - An American Dilemma

[15] - Charles G. Gomillion

[16] - Macon County

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱/۱٤ - علی فیض اللهی
اصول جامعه شناسی مؤلف: کتی اس . استولی - 1

فصل اول

مقدمه

مطالعه‌ی جامعه‌شناسی[1] با این فرض اساسی آغاز می‌شود که زندگی انسان، زندگی اجتماعی است (ریباخ و براهن:2005،5). اکثر ما به طور مداوم  درحال تعاملاتی با دیگر موجودات انسانی هستیم. در خانواده‌هایی که در آن تولد یافته‌ایم، در خلال مدرسه، کار و بازی، بازنشستگی و حتی درگردهمایی‌های پاسداشت مرگمان  ، زندگیمان را در درون پیله‌ی بافته شده‌ای از ترتیبات اجتماعی به هم پیوسته‌ای می‌گذرانیم. جامعه‌شناسی بر این ترتیبات ،  از جمله اینکه آنها چگونه ایجاد شده‌اند، چگونه تغییر می‌کنند، و چگونه بر زندگی ، فرصتها و عقایدمان تأثیر می‌گذارند(ریباخ و براهن:2005،5) تمرکز می‌کند.

واژه‌ی جامعه‌شناسی خودش در واقع از واژه ی لاتین socius (معاشر و همدم) و واژه‌ی یونانی logos ( مطالعه‌ی) مشتق شده‌است. بنابر این ، جامعه‌شناسی به معنای واقعی کلمه، مطالعه‌ی جامعه است(آبرکرامبی،هیل و ترنر: 2000، 333). یک تعریف درکتاب درسی اغلب چنان گسترش می‌یابد که تعریف تحت‌اللفظی جامعه‌شناسی چیزی نزدیک به مطالعه‌ی علمی توسعه، ساختار، تعامل، و رفتار جمعی روابط اجتماعی تعبیر می‌شود. اما آیا واقعاً اینگونه است؟ این تعریف واقعاً چه معنایی دارد؟ چرا جامعه‌شناسی مهم است؟ چرا باید هرکسی جامعه‌شناسی را مطالعه کند؟ جامعه‌شناسی چه چیزی در زندگی شخصی‌مان به ما عرضه می‌کند؟ و چه چیزی را به جامعه‌ی گسترده‌تر عرضه می‌دارد؟

این کتاب به این سئوالات اساسی پاسخ می‌دهد. این کتاب مفاهیم اصلی در جامعه‌شناسی را معرفی نموده و شرح می‌دهد که به چه سبب این رشته ، پویا[2] و مناسب[3] است. در خلال کتاب، این موضوع را تببین می‌کنیم که چگونه کسانی که مشغول مطالعه‌ی جامعه‌شناسی هستند، روابط و تعاملاتی که جهان اجتماعی ما را می‌سازند درک می‌کنند، جهانی که دربرگیرنده‌ی « هر چیزی است که زندگی جمعی گروههایی از افراد... اقتصادشان، سیاست‌شان، زندگی ذهنی مشترک‌شان، فرهنگ‌شان و علاوه بر اینها را تشکیل می‌دهد »(لمرت: 2001، 6-5).

مطالعه‌ی جامعه‌شناسی انواع متنوعی از این جها‌ن‌های اجتماعی ، اعم از آشنایان، مبادلات مابین یکایک افرادتعداد وسیعی از مردم در تجمعات غیرشخصی را در بر می‌گیرد. می‌توان بر واحدهای کوچکی همچون زوجین یا بر واحدهای بسیار بزرگتر تمرکز کرد. این امر می‌تواند خانواده‌ها، اجتماعات، شهرستان‌ها، و حتی ملت‌ها یا روابط و تعاملات بین ملتها را شامل شود. علاوه بر این، جهان‌های اجتماعی«مجازی» از قبیل آنهایی که بر روی اینترنت در دسترس هستند را نیز می‌توان در زمره‌ی مطالعات جامعه‌شناختی به حساب آورد. افرادی که کار جامعه شناسی را انجام می‌دهند، جامعه‌شناسان نامیده می‌شوند. پیتربرگر در اثر کلاسیکش دعوت به جامعه‌شناسی[4]، جامعه‌شناس را به عنوان کسی توصیف می‌کند که « به‌شدت، بی‌وقفه، بی‌محابا دلبسته‌ی» اعمال انسانهاست(1963،18). برای جامعه‌شناس، جهان‌اجتماعی « یک آزمایشگاه زنده و تصویر متحرکی است که هرگز متوقف نمی‌شود»(راباخ و براهن:2001،7). از آنجایی که هر‌ جنبه‌ای از جهان‌اجتماعی بازی نسبتاً بیطرفانه‌ای برای مطالعه‌ی جامعه‌شناختی است، عناوین بالقوه‌ی مطالعه، نامحدود هستند. به تعبیری ساده، «بی‌حوصلگی هرگز ویژگی یک جامعه‌شناس نیست»(کیمل:1998،8).

یک مجموعه‌ی کوتاه از نمایه‌های زندگینامه‌ای در سراسر کتاب به معرفی دانشمندان‌اجتماعی برجسته می‌پردازد. این زندگینامه‌ها بینشی کلی نسبت به زندگی و کار بسیاری از کسانی که جامعه‌شناس بوده‌اند و کسانی‌که کار جامعه‌شناسی را دنبال کرده، و در شکل‌گیری رشته‌ی جامعه‌شناسی مؤثر بوده‌اند، را فراهم می‌کنند. با این‌حال، سهم بسیار مهمی از این کار بعهده‌ی کسانی بوده‌است که به عنوان جامعه‌شناسان، شناخته شده‌ نیستند. برخی از زندگینامه‌ها متعلق به افرادی است که سهم مهمی در ایجاد رشته‌ی جامعه‌شناسی داشته‌اند اما در رشته‌های دیگری آموزش‌دیده‌اند یا چنین ادعا می‌کنند.

علاوه بر این، هر فصل حاوی بخشی است که انواع مشاغل موجود برای علاقه‌مندان به جامعه‌شناسی را شامل می‌شود. آموزش جامعه‌شناسی زمینه‌ای عالی را برای فرصتهای شغلی متنوع فراهم می‌کند. فصل11 با جزییات بیشتری توضیح می‌دهد که چگونه یک فرصت‌شغلی در جامعه‌شناسی و فرصتهای شغلی برای جامعه‌شناسان مهیا می‌شود. هر فصل بخشی را دربرمی‌گیرد که منابع‌اضافی(هم چاپی و هم برخط) برای کسانی‌که علاقه‌مند به کسب اطلاعات بیشتری هستند، پیشنهاد می‌نماید.

جامعه‌شناسی چه چیزی را ارائه میدهد

نگاه جامعه‌شناختی به جهان دیدگاهها و مزایای منحصر به فرد فراوانی را فراهم می‌سازد. جامعه شناسی فهم درستی از موضوعات اجتماعی و الگوهای رفتاری را میسر می سازد. جامعه شناسی به ما در شناسایی قواعد اجتماعی حاکم بر زندگی مان کمک میکند. جامعه شناسان بررسی میکنند که چگونه این قواعد خلق شده، حفظ شده، تغییریافته، میان نسلها منتقل شده، و در بین مردمی که در بخشهای مختلف جهان زندگی میکنند، مشترک است. آنان همچنین بررسی میکنند که زمانی که این قواعد شکسته میشوند چه اتفاقاتی می افتد. جامعه شناسی به ما کمک میکند تا شیوه های عملکرد نظامهای اجتماعی که ما زندگیمان را در درون آنها سپری می کنیم را درک کنیم.

جامعه شناسان تعاملات ما را با دیگران در درون یک زمینه ی اجتماعی تعبیر می‌کنند. این بدان معنی است که آنان نه تنها به رفتارها و روابط می نگرند بلکه جهان گسترده‌تری که ما در آن زندگی میکنیم چگونه تحت تأثیر این چیزها قرار میگیرد را نیز بررسی میکنند. ساختارهای اجتماعی(شیوه ای که جامعه حول شیوه‌های قانونمند مناسبات مشترک افراد سازمان یافته است و زندگی اجتماعی را سازمان داده است) و فرایندهای اجتماعی( شیوه ای که جامعه عمل میکند) در حال شکل دادن  به زندگی مان به شیوه هایی که اغلب ناشناخته مانده‌اند، هستند. از همین منظر است که جامعه شناسان اغلب بیان میدارند که به عنوان اشخاص، ما محصولاتی اجتماعی هستیم. حتی با وجود اینکه ما هستی خودمان را بازمی‌شناسیم، این ساختارها و فرایندها ممکن است « برای مردم درخلال زندگی روزمره از طریق یک ابهام رمزآلود پدیدار شوند»(لمرت:2001،6). جامعه شناسان تلاش میکنند این چیزها را از ابهام خارج ساخته ، معلوم نموده و آنها را مطالعه نمایند و روابط متقابلشان و تأثیراتشان بر افراد و گروهها را بررسی و تبیین کنند. از طریق توصیف و تبیین این ترتیبات اجتماعی و نحوه‌ای که زندگی ما را شکل می دهند، جامعه شناسان به ما کمک میکنند تا به شناختی از جهان پیرامون نائل آمده و خودمان را بهتر درک کنیم. جامعه‌شناسی به ما کمک می‌کند تا درک کنیم که چرا ما جهان را به شیوه‌ای که عمل می‌کنیم، در می‌یابیم. ما با پیامهایی در اشکال مختلف درباره‌ی اینکه ما و جهان پیرامون چگونه هستیم و هر دو باید چگونه باشیم، احاطه شده ایم. این پیام ها در اشکال گوناگونی نظیر رهنمودهایی از سوی والدین و معلمان ، قوانینی از طریق اشخاص مذهبی و سیاسی و تبلیغات دور زمین برای کفشهای ورزشی به منظور تهیه‌ی غذا برای کودکان گرسنه از جمله ی آنهاست که به دست ما می‌رسند. جامعه شناسی به ما کمک میکند انواع پیامهایی را که ما مداوماً دریافت میکنیم، منبع شان، اینکه چگونه و چرا آنها ما را تحت تأثیر قرار میدهند و نقش خودمان در تولید، تداوم و تغییر آنها را بررسی کنیم.

جامعه شناسی به ما کمک میکند تا آن چیزی را که در درون و در مابین فرهنگها و جوامع به صورت مشترک وجود دارد ، شناسایی کنیم. جامعه شناسان می‌دانند که اگرچه مردم در بخشهای مختلف شهر، کشور یا جهان بطور متفاوتی لباس می‌پوشند، متفاوت حرف می‌زنند، و اعتقادات و رسوم متفاوتی دارند، بسیاری از همان نوع نیروهای اجتماعی در حال شکل دادن به زندگیشان هستند. این یک دیدگاه بویژه مهم در جهانی است که عناوین رسانه ها اغلب مملو از اتهاماتی در باره‌ی موضوعات تفرقه‌انگیز است. جامعه‌شناسان معنای فرایندها و ساختار اجتماعی نزد گروههای مختلف را جستجو می‌کنند. آنان بررسی می‌کنند که گروههای مختلف چگونه شکل می‌گیرند و تحت تأثیر جامعه قرار می‌گیرند. جامعه شناسان می‌توانند به گروهها کمک کنند تا علائق مشترک را یافته، دیدگاههای گروههای دیگر را درک نموده و بجای مقابله با یکدیگر راههای کار با همدیگر را پیدا کنند.

جامعه‌شناسی به ما کمک می‌کند درک کنیم که چرا و چگونه جامعه تغییر میکند. بدیهی است، جهان اجتماعی همواره در حال تغییر است. این تغییر از آغاز پیدایش این رشته از علائق اصلی جامعه‌شناسان بوده است. با این حال، بسیاری از جامعه‌شناسان بر این باورند که جامعه‌شناسی نباید تنها به تبیین کردن جامعه و چرایی و چگونگی تغییرات جهان بسنده کند. آنان استدلال می‌کنند که جامعه‌شناسان همچنین الزام به عمل داشته ، مهارتهای منحصر به فرد و دیدگاههای شان در باره ی کار اصلاح جهان را بکار گیرند. آنان استدلال میکنند که جامعه شناسی، « حوزه‌ی رسیدگی همزمان با فهمیدن، تبیین کردن ، انتقاد کردن و اصلاح کردن شرایط انسان مرتبط» است( رستیوو، 1991:4). با مجهز شدن به دیدگاه جامعه شناختی، ما میتوانیم بطرزی مؤثرتر عمل کنیم هر چند که آن چیزی را که در حال شکل‌گیری است، دوست نداشته باشیم. ما می‌توانیم در شکل دادن به آینده برای خود و برای دیگران بهتر مشارکت کنیم. جامعه شناسی دیدگاههای نظری را برای ما فراهم میسازد که در درون آنها این ادرکات و روشهای تحقیق را که که به ما اجازه میدهند که زندگی اجتماعی را بشیوه ای علمی مطالعه کنیم را قاعده‌مند نماییم. جامعه شناسی یک علم اجتماعی است. این بدان معنی است که جامعه‌شناسان برای درک جامعه به شیوه‌های منظم و بسیار ساخت‌یافته کار می‌کنند. مانند دانشمندانی که جهان فیزیکی را مطالعه می‌کنند، جامعه شناسان نیز از دستورالعملهای علمی پیروی میکنند که مجموعه‌ای از نظریه‌ها و روش‌ها را در هم می‌آمیزند تا دقت در جمع‌آوری، پردازش و معنادهی اطلاعات را فراهم ‌سازند. در مورد جامعه‌شناسی، نظریه‌ها بر اینکه چگونه عمل کردن روابط اجتماعی، تمرکز می‌کنند. آنان شیوه‌ی تبیین این روابط را میسر می‌سازند. روشهای علمی، شیوه‌های جمع‌آوری دقیق نتایج تحقیق را فراهم می‌سازند. دیدگاههای نظری عمده‌ای که جامعه شناسان از آنها استفاده می‌کنند بطور مشروح در فصل 2 مورد بحث قرار گرفته‌اند. روشهایی را که جامعه‌شناسان از طریق آنها پژوهش علمی را انجام می‌دهند در فصل 10 مورد بحث قرار گرفته‌اند. جامعه‌شناسی یگانه قضاوت صحیح[5] نیست. نتایج تحقیق جامعه شناسی ممکن است غیرمنتظره باشد. آنها اغلب نشان می‌دهند که موضوعات[6] همیشه، یا حتی معمولاً، آنگونه که در ابتدا به نظر می‌رسند، نیستند. « افرادی که دوست دارند از نوآوریهای تکان‌دهنده اجتناب کنند، کسانی‌که ترجیح میدهند که باور داشته باشند که جامعه صرفاً همان چیزی است که آنان در مدرسه یکشنبه آموخته بودند، کسانی‌که دوست دارند از قواعد و اصول آن چیزی که آلفرد شوتز ... آنرا «دنیای مسلم فرض شده»[7] می‌نامد، ایمن باشند، بایستی از دسترس جامعه شناسی دور مانده باشند» ( برگر، 1963:24). این چالش به این معنی است که یافته‌های جامعه‌شناختی اغلب با آنچه که اصطلاحاً عقل سلیم نامیده می‌شود یا آن چیزهایی که « همه می‌دانند» در تقابل هستند. آن چه را که ما به عنوان عقل سلیم می‌پنداریم یا چیزهایی که همه میدانند، در واقع مبتنی بر تجارب شخصی ‌ما و انگاره‌ها و کلیشه‌هایی است که آنها را نگه‌داشته‌ایم. این به ما دیدی بسیار محدود از آنچه که در جهان بزرگتر واقع شده است، می‌دهد. دستیابی به دیدگاه جامعه‌شناختی مستلزم آن است که ما برای درک بهتر زندگی روزمره به ماورای تجارب فردی خویش نظر بیفکنیم( اشتراوس، 1994). این به ما اجازه می‌دهد تا نیروهای اجتماعی که بر زندگی ما اثر میگذارند و آن تجربه ها را شکل میدهند را بررسی کنیم. هنگامیکه ما درکی قوی از این نیروها داشته باشیم، بهتر می‌توانیم آنها را مدیریت[8] کنیم. به عنوان مثال، تصور رایج این است که خودکشی از کسانی سرمی‌زند که مسائل روانشناختی شخصی دارند. با این حال، اولین مطالعه‌ی جامعه شناختی خودکشی توسط امیل دورکیم ( 1917-1858) اهمیت عوامل اجتماعی در خودکشی ،از جمله روابط در درون کلیسا و خانواده را نشان داد( دورکیم، 1966). (دورکیم در فصل 10 معرفی شده است و تحقیق وی در بارهی خودکشی با جزییات بیشتری در همانجا بررسی شده است). تصور رایج دیگر این است که جنایات را همیشه کسانی که برخی از « عناصر جنایی» را دارند مرتکب میشوند که بعنوان مشکل‌سازان شناسایی شده‌اند. توماس سولیوان(1973،296) در کتابش تحت عنوان مسائل اجتماعی، فصل جرم را با بحث در این باره‌ آغاز میکند که این (گونه‌ی تصور از جرم) دیدگاهی بسیار ساده از جنایتکاری[9] است. او به مطالعه‌ای(زیمباردو،1973) اشاره می‌کند که در آن، محققان ماشینی را در یکی از خیابانهای شهر نیویورک رها ساخته و از یک موقعیت مخفی آنرا تماشا میکنند تا ببینند که چگونه و توسط چه کسانی تخریب میشود. خرابکارانی[10] که توسط محققان پیدا شدند یک خانواده، فردی همراه با کودکی در حال پرسه‌زنی، و بسیاری از افرادی که بخوبی لباس پوشیده و با افرادی که در حال عبور بودند در خلال فعالیتهایشان تعامل میکردند، را شامل می‌شدند.



sociology1-

dynamic2-

relevant3-

Invitation to sociology-  [4]

[5] - common sense

[6] - things

[7] - the world-taken-for-granted

[8] - address

[9] - criminality

[10] - vandals

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳٩٢/۱/۱٢ - علی فیض اللهی
خطاطي نستعليق آنلاين